محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )

43

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )

زيباترين زن ، در سرزمين هيكسوسيان را به همسرى داشته است ، براى نويسندگان تورات بسنده نبوده است تا او را از تهمت خواجگى و اختگى رها كنند . اما چه مىتوان كرد كه از ديد نويسندهء سفر پيدايش تورات ، دور و بر كاخ مصر پر است از خواجگان اخته ، چنان كه آبدارباشى شاه و نانواباشى او نيز خواجه واخته‌اند . « 1 » يوسف در خانهء عزيز مصر ماند تا آنكه در آنجا آزمونى بسيار دشوار در راه او نهاده شد . آزمونى كه آغاز دومين پردهء تراژدى گونهء زندگى او بود و از آزمونى غم‌انگيز نخست بسيار دشوارتر ، آزمونى كه يوسف با سرافرازى از آن برآمد و خداوند به پاداش ، حكمت و حكومت به دو بخشيد . داستان اين بود كه همسر عزيز مصر شيفتهء يوسف و دل ربودهء زيبايى او شد و چون مانند ديگر زنان كاخ‌نشين كه آزادى و آسايش و فزونى و فراوانى همه چيز طبعشان را تباه مىكند و هوسشان را تند و تيز مىسازد ، خودش همه‌كاره بود و هرچه مىخواست مىكرد و چيزى نبود كه راه را بر كام‌خواهى او ببندد ، از شوهرش نيز نه تنها نمىترسيد كه افسار او را نيز در دست داشت و مىتوانست او را هرگونه بخواهد ، بچرخاند ، حتى اگر دروغ‌هايش بر او آشكار شود . « 2 » بىترس و هراسى از يوسف كه جوان و زيبا و برازنده بود ، كام خواست و او را به خود خواند ، اشارهء قرآنى به موضوع چنين است : « و زنى كه يوسف در خانه‌اش بود ، از او كام خواست و [ روزى ] همهء درها را بست و به او گفت : بيا كه اينك از آن توام . [ يوسف ] گفت : پناه بر خدا ! شوهرت سرور من است و من را گرامى داشته است همانا كه ستمگران رستگار نمىگردند . آن زن آهنگ يوسف كرد و يوسف نيز اگر برهان خدا را نديده بود ، آهنگ آن زن كرده بود ، اين گونه [ كرديم ] تا ناشايستى و بدكارى را از او بگردانيم ، كه او از بندگان اخلاص يافتهء ماست . « 3 » در اين‌باره سيد قطب گفته است : اين كام‌خواهى آشكار و بىپردهء همسر عزيز مصر ، نه

--> - 1 / 491 ؛ تفسير المنار ، 12 / 272 ؛ تفسير آلوسى ، 12 / 207 ؛ مؤتمر تفسير سورهء يوسف ، 1 / 434 ، 503 ، 2 / 525 - 526 . ( 1 ) . سفر پيدايش ، 40 : 2 . ( 2 ) . تهامى ، نقره ، همان ، 512 . ( 3 ) . « وَ راوَدَتْهُ الَّتِي هُوَ فِي بَيْتِها عَنْ نَفْسِهِ وَ غَلَّقَتِ الْأَبْوابَ وَ قالَتْ هَيْتَ لَكَ ، قالَ مَعاذَ اللَّهِ ، إِنَّهُ رَبِّي أَحْسَنَ مَثْوايَ ، إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ * وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّهِ كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصِينَ » ( سورهء يوسف ، آيات 23 - 24 ) . نيز بنگريد به : تفسير طبرى ، 16 / 24 - 50 ؛ تفسير ابن كثير ، 4 / 306 - 309 ، تفسير المنار ، 12 / 237 - 235 ؛ تفسير قرطبى ، 3391 - 3399 .